آزادی
دنبال متن و آفریننده شعر "دوستت دارم" (همونی که شهاب حسینی تو سریال مدار صفر درجه، تو کلاس می خونه) می گشتم. پیداش هم کردم. واقعا زیباست. اینجا کلیک کنین تا متن کامل ترجمه اش توسط استاد شاملو رو بخونین. شاعرش یه فرانسویه به اسم پل الوار(Paul Eluard).که اینجا و اینجا می تونین مختصری دربارش بخونین. خلاصه دنبال شعرای بیشتری از ایشون می گشتم که یه شعر زیبا به اسم "آزادی" ازش پیدا کردم. وسوسه شدم که با سواد فرانسه نداشته ام، ترجمه اش کنم. می دونم چیز قشنگی در نیومده. چون من شاعر نیستم و نتونستم اون جوری که باید موزونش کنم. فقط امیدوارم روح آقای الوار تو گور نلرزه. متن اصلی شعر هم اینجاست. به هر حال با دیدن نظرهای شما دوستای خوبم می تونم متوجه بشم که به این کار (گند زدن به شعر اون مرحوم!!) ادامه بدم یا نه؟!
روی دفترچه های تکلیفم
روی درخت ها و میز تحریرم
روی شن، به روی برف
نام تو را می نویسم
بر تمامی صفحات خوانده شده
بر تمام برگه های سپید
سنگ، خون، کاغذ یا خاکستر
نام تو را می نویسم
روی تصورات طلایی
روی تفنگ رزمندگان
بر تاج پادشاهان
نام تو را می نویسم
بر جنگل و بیابان
بر آشیانه ها،گل های طاووسی
بر پژواک کودکی ام
نام تو را می نویسم
بر اعجاز شبانه
بر نان سپید روزانه
بر قرارهای عشق ورزانه
نام تو را می نویسم
بر تمام کهنه های آسمان آبی ام
بر خورشید کپک زده برکه
بروی ماه سرزنده دریاچه
نام تو را می نویسم
بر کشتزارها، بر افق
بر بال های پرندگان
و بر آسیاب اشباح
نام تو را می نویسم
بر هر نسیم پگاه
بر دریا، بر کشتی ها
بر کوهستان نابخرد
نام تو را می نویسم
بر کف ابرها
بر عرق توفان
بر باران انبوه بی مزه
نام تو را می نویسم
بروی اشکال درخشان
بر ناقوس رنگ ها
بر حقیقت زمینی
نام تو را می نویسم
بر کوره راه های بیدار
بر جاده های عریض
بر میدان های لبریز
نام تو را می نویسم
روی چراغی که روشن شود
بر چراغی که خاموش گردد
بر خانه ام که گرد هم آید
نام تو را می نویسم
بر میوه به دو نیم شده
بر آینه و بر اتاق خوابم
بر صدف پوچ بسترم
نام تو را می نویسم
روی سگ شکمو و مهربانم
بر گوش های تیز شده اش
بر پنجه های ناشیانه اش
نام تو را می نویسم
بر ایوان منزلم
بر وسایل شخصی ام
بر امواج آتش مقدس
نام تو را می نویسم
روی تن هر قربانی
بر پیشانی دوستانم
بر هر دستی که پیش آید
نام تو را می نویسم
بر شیشه غافلگیری
بروی لبان محتاط
بسی فراتر از خاموشی
نام تو را می نویسم
بر پناهگاه های ویران شده ام
بر فانوس های فرو ریخته ام
بر دیوارهای دلتنگی ام
نام تو را می نویسم
بر فقدان نا خواسته
بر انزوای عریان
بر پله های زوال
نام تو را می نویسم
بر سلامتی باز آمده
بر خطر نا پدید
بر امید بی یادبود
نام تو را می نویسم
و با قدرت یک کلام
از سر می گیرم زندگی را
من زاده شده ام
از برای شناختنت
تا بخوانمت
"آزادی"