و عدالت برای همه!
بعضی از مواقع آدم به فکر فرو میره. اونقدر که حتی تا یه
شبانه روز هم ازش بیرون نمیاد (بیچاره فکر!!). دیدین یه موقع هایی مثلا سرتون تو
کتابه ولی یه دفعه به خودتون میاین می بینین یک ربعه که فقط به نوشته ها زل زدین و
فکرتون جای دیگه بوده؟ اگه دیدین که خوب طبیعیه، ولی اگه ندیدین مطمئنا چشماتون یه
ایرادی داره. من نمی تونم براتون کاری بکنم.
حالا منظور از این مقدمه نامربوط اینه که دیشب تو اخبار
تلویزیون گفت و نشون داد که به منظور اجرای مرحله نمی دونم چندم ارتقای نا امنی
اجتماعی – اه!... ببخشید امنیت اشتباهی ... حالا یه همچین چیزی – نیروهای قدرتمند
انتظامی بعد از تسویه حساب با نوامیس ملت و دیگر اراذل و اوباش مثل کارگرها و
سلمونی ها و ... این بار به سراغ قشر متمول تری بنام فروشنده های مواد مخدر رفته. نیروی
انتظامی اعلام کرده که 80% این قشر شریف رو در یک عملیات وسیع یک شبه دستگیر کرده.
من هم در حالی که غرق در تصاویری که پخش می شد بودم ،خوشحال هم بودم که بالاخره یه
کار درست داره انجام میشه. گر چه باید از مرزها شروع کرد و اصلا جلوی ورود مواد رو
گرفت، ولی بهرحال جمع کردن فروشنده های مواد، دیگه از هیچی بهتره.
یکدفعه یه چیزی به ذهنم رسید. تو خبر بطور دقیق گفت 80
درصد. یعنی آقایون دقیقا حساب کردن اینهایی رو که گرفتن 80% فروشنده های مواد
هستن. اگه یه آدم نفهم هم اینو بشنوه می فهمه که وقتی ما 80% جمعیتی رو می تونیم
حساب کنیم، یعنی تعداد کاملشون رو هم می دونیم! یعنی مثلا اگه 500 نفر دستگیر شدن،
معلومه که می دونستن اینها 600 نفرن. وقتی همچین آماری رو دارن لابد می دونن که
اینها چه کسایی هستن. آمار رو که شکمی ندادن. حتما خبرشونو دارن. حالا سئوال
اینجاست که وقتی دوستان امنیتی همشونو می شناسن، خب چرا کلهم دستگیرشون نکردن؟!
چرا فقط 80 درصدشون؟ یغنی رفتن گشتن خوشگلاشونو دست چین کردن؟ یا سئوال مهم تر
اینکه اصلا تا حالا چه خبر بوده؟ پلیس چیکار می کرده که اینها آزاد بودن؟ در حالی
که آمارشونو داشته؟ البته می دونم که پرسش های مهمی نیستن و مهم اینه که الان
هممون بدجوری احساس آرامش می کنیم!
خبر جالب دیگه ای که امشب پخش شد این بود که قراره معتادین
رو بیمه کنند!! آقا ما بالاخره نفهمیدیم. از اینور لوله هواشون رو می بندین، از
اونور بیمه شون می کنین؟ حالا این هم اصلا مهم نیست. مهم اینه که منی که معتاد
نیستم. تازه تو دانشگاه همین آقایون هم درس خوندم که مثلا مفید(!) باشم، الان بیشتر از یک ساله که
بیمه ندارم. چون تو این مدت دانشگاه دیگه بهم گواهی تحصیلی نمی داد. الان هم که
پشت سربازی هستم (بر وزن پشت کنکوری). آدم حرصش می گیره، از خونه نمی زنی بیرون،
آسه میری آسه میای که نکنه یهو یه سرمای کوفتی بخوری یا یه مرگت نشه که مجبور بشی
بری دکتر. الان هم که ماشالا بخاطر فوران عدالت اجتماعی نرخ ویزیت ها بیداد می
کنه. اونوقت ملت مواد می زنن، حالشونم می کنن، پول هم نمی دن، مفت و مجانی هم بیمه
میشن.
همه این چیزهایی که نوشتم متقاعدم کرد که برم معتاد شم. چیزی
که زیاد و ارزونه مواده. فقط مشکلی که هست نمی دونم چقدر در روز و از چه جنسی باید
مصرف کنم که شامل بیمه بشم. فردا صبح حتما یه سری به بیمه می زنم!
